وزغ تورانی

در این مدت دست و دلم به نوشتن نمی رفت اما باید زندگی کرد، امید داشت و در تمامی عرصه های زندگی بجلو حرکت کرد.

 وزغ تورانی Bufo turanensis یا Pseudepidalea turanensis

این وزغ نیز از زیر گروه و یا بهتر است بگوییم متعلق به گروه وزغ های سبز می باشد. همانطور هم که پیشتر گفتم گروه وزغ های سبز از لحاظ علم رده بندی جانوری بسیار پیچده بود و اختلاف نظر های فراوانی روی اعضاء این گونه وجود دارد. دوزیست شناسان بسیاری در دنیار روی این گروه کار می کنند و در سال های اخیر مطالعات وسیع مولوکلوی و کاریوتایپی روی این گروه در پهنه ی دنیای قدیم (پالئارکتیک) صورت گرفته است. نتایج این بررسی ها متاسفانه به پیچیدگی موضوع افزوده چرا که برخی محقیقن معتقدند زیرگونه های این گروه در واقع گونه های جداگانه ای هستند و برخی حتی جنس برخی از اعضا آنرا عوض نموده که پیشتر هم به یک نمونه آن اشاره گردید منظور جنس Pseudepidalea است. اما وزغ تورانی تا چندی پیش به نام وزغ سبز تورانی و زیرگونه ای از وزغ سبز شناخته می شد و سپس بعنوان گونه وزغ تورانی تغییر یافت. لازم بذکر است گونه وزغ سبز نیز در ایران اکنون با نام وزغ رنگارنگ Bufo variabilis شناخته میشود. بحث در این مورد بسیار زیاد بوده و پس از بررسی آخرین گونه از وزغ های ایران و یا بعبارت بهتر آخرین گونه دوزیست ایران سعی می کنم تحلیلی جامع از مقالات اخیر در مورد این گروه پیچیده ارائه دهم.

  اسفانه اطلاعات در مورد وزغ تورانی بسیار ناچیز بوده و محدود به برخی مطالعات اولیه در شناسایی پراکندگی آن و همچنین برخی مطالعات ژنتیکی می شود اما مطالعاتی روی اکولوژی، رفتار و زیست شناسی آن در دست نیست. این گونه در ایران، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان پراکنش دارد و در ایران تا کنون از شمال غرب فلات مرکزی (تهران و مازندران)، رشته کوه های شمال شرقی البرز یعنی استان گلستان و خراسان شمالی یافت شده است.

وزغ مرمری  

وزغ مرمری یا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌Bufo stomaticus

این گونه یکی دیگر از وزغ های ایران بوده که تا کنون از استان های سیستان و بلوچستان و خراسان (الان نمی دانم کدام یکی از استان های جدید را شامل می شود اما فکر می کنم در هر سه استان جدید مشتق شده از خراسان بخصوص خراسان رضوی و خراسان جنوبی باید پراکنش داشته باشد). اما بطور کلی گونه ای است که در برخی از نواحی اورینتال (اورینتال یکی از تقسیمات جغرافیایی جانوری است) پراکنش داشته و در کشورهای هند، پاکستان و افغانستان نیز نمونه هایی از آن مشاهده شده است.

سطح بدن مانند بسیاری از وزغ ها از توبرکل پوشیده شده است و پلک فوقانی ضخیم است. رنگ بدن خاکستری روشن تا زیتونی است که برامدگی ها معمولا تیره تر و به رنگ خاکستری هستند، اطراف لب بالایی کرم رنگ و شکم سفید چرکی است. زیر گلو علامتی متمایل به سیاه وجود دارد که تا روی سینه نیز ادامه می یابد.

لاروهای این گونه مانند لاروهای دیگر گونه های وزغ ها بوده و تیره رنگ هستند. لاروها در این گونه تا بیش از مرحله ۳۶ لاروی زندگی اجتماعی داشته و بصورت دسته های تیره رنگ که با یکدیگر حرکت می کنند در اطراف برکه دیده می شودند. پس از این مرحله لاروها بیشتر تمایل به زندگی انفرادی داشته و معمولا به کف برکه می روند.

عوامل تهدید کننده عمده برای این گونه را می توان استفاده از سموم و کود های شیمیایی دانست که باعث افزایش ناهنجاری در لاروها و همچنین افزایش مرگ و میر آنها شده علاوه براین می توان به خشک نمودن و یا تغییر کاربری چشم ها و برکه های محل زلادآوری این گونه نیز اشاره نمود. همچنین مرگ و میر در جاده ها، تخریب زیستگاه ها، چند تکه شده زیستگاه و اغییرات آب و هوایی از دیگر عوامل کاهش جمعیت این گونه می باشد.

 

عکس از سایت: http://wgbis.ces.iisc.ernet.in/biodiversity/sahyadri_database/revisedlist/rev_list.htm

وزغ لرستانی

وزغ لرستانی  Pseudepidalea luristanica  و یا  Bufo luristanicus

   یکی دیگر از گونه های بومی ایران وزغ لرستانی است. اطلاعات درباره این گونه متاسفانه بسیار ناچیز است و با توجه به تنوع بالای ریختی در بسیاری از گونه های خانواده Bufonidae دوزیست شناسان نقطه نظرات گوناگونی را درباره وضعیت رده بندی این گونه و برخی دیگر از گونه های این خانواده عنوان نموده اند. چنانکه بسیاری از دوزیست شناسان این گونه را مانند Bufo oblongus، Bufo surdus، Bufo turanensis و Bufo variabilis متعلق به کلاد (clade) Pseudepidalea و همچنین جنس Pseudepidalea می دانند. البته وزغ لرستانی را در زیر گروه Pseudepidalea surda قرار داده اند و در فهرست سرخ IUCN نیز نام این گونه با جنس مزبور ثبت گردیده است.

  این گونه در بخش های غربی رشته کوه زاگرس زیست می نماید و در تپه های غربی خوزستان، لرستان و همچنین بخش های از استان فارس پراکنش دارد. گونه ای نه چندان بزرگ بوده و غدد پاروتوئید پهن و عریضی دارد، همچنین لکه های رنگی تنها در اعضای حرکتی قابل تشخیص هستند. در مورد زیستگاه و جمعیت این گونه اطلاعات چندانی در دسترس نیست اما می توان گفت نوع زیستگاه آن مشابه وزغ بی گوش است. از عوامل مهم تهدید برانگیز آن، مانند برخی دیگر از گونه های وزغ ها می توان به خشک سالی و تخریب زیستگاه های این گونه و تبدیل آنها به مزارع کشاورزی را نام برد.

*علت اینکه دو نام علمی برای این گونه نوشته ام این است که برخی متخصصین این گونه را با نام  Bufo luristanicus اما جزیی از کلاد Pseudepidalea می دانند و برخی نیز نام جدید Pseudepidalea luristanica با توجه به کلاد آن مناسب تر می دانند.

*همانطور که گفتم اطلاعات در مورد این گونه بسیار ناچیز است و از مواردی است که جانورشناسان بخصوص دوزیست و خزنده شناسان علاقه مند در ایران می توانند روی آن مطالعه نمایند.

وزغ تالشی (2)

    همانطور که در مطلب پشین در رابطه با این گونه گفته شد، وزغ تالشی بیشتر در مرغزارها، باغها و جنگلها زیست می نماید اما معمولا می توان آنرا در مکان های تاریک مانند زیرزمین ها، غارها، طویله ها، زیر سنگهای بزرگ و کنده درختان یافت نمود البته در شب هنگام مخفیگاه های خود را ترک کرده و به جستجو غذا می پردازند و پیش از طلوع آفتاب معمولا به مکان های تاریک باز می گردند. متاسفانه اطلاعات در مورد چندان زیاد نیست اما بطور کلی از حشرات مختلف، کرم ها و حلزون ها تغذیه می کند. این گونه اندام تولید صدا مانند دیگر وزغ ها (کیسه صدا) ندارد اما صدای یکنواخت و خشن می تواند تولید کند که تقریبا شبیه به عو عو سگ است. معمولا در زیستگاه خود کمیاب است و عامل اصلی کاهش جمعیت این گونه را تخریب جنگل توسط انسان می دانند. یک عقیده عامیانه در مورد این گونه وجود دارد برخی معتقدند این گونه در طویله ها شیر گاو را خورده و موجب بیماری گاو ها می شود. این تفکر از آنجا شکل گرفته که این گونه در طویله ها مکررا مشاهده شده است البته دلیل حضور این گونه در چنین مکانی وجود غذای کافی (حشرات) و همچنین تاریکی و امنیت نسبی آن بوده است. در ایران گونه تاکنون از سه استان شمالی گزارش شده است.

 

عکس:سایت http://amphibiaweb.org 

وزغ تالشی (1)

وزغ تالشی Bufo eichwaldi (Talysh Toad)

  تا چندی پیش دوزیست شناسان عقیده داشتند این گونه همان وزغ معمولی ( Bufo bufo) است که در اروپا زیست می نماید اما تحقیقات جدید نشان داد این گونه وزغ ایچوالدی و یا تالشی(Eichwald's Toad, Talysh Toad ) است که در آذربایجان گونه ای شناخته شده محسوب می گردد. البته این گونه بسیاربه شبیه به خویشاوند اروپایی خود بوده و از لحاظ جثه از گونه اروپایی بزرگتر می باشد. مردمک چشم در این گونه مسی رنگ و پشت بدن قهوه ای است همچنین ناحیه ی شکم سفید چرکی با لکه های نسبتا درشت مشکی رنگ می باشد. کاملا شبیه به وزغ معمولی است. علاوه براین جثه نسبتا بزرگی داشته و تقریبا کمیاب است. دوره تولید مثلی معمولا سالانه نبوده و بسته به شرایط آب و هوایی تغییر می یابد، گاهی پس از دو سال بالغین برای تخم ریزی به محل تخم ریزی می آیند و گاهی پس از سه سال و حتی بیشتر. مطالعات ۲۰ ساله ای که روی گونه خویشاوند اروپایی یا همان وزغ معمولی انجام شده اثبات کرده دوره تولید مثلی با توجه به فصول بارش و تغییرات جوی متفاوت بوده و از نظم مشخصی پیروی نمی کند.

                                                                                                                                                                         ادامه دارد

عکس:سایت http://amphibiaweb.org

وزغ پابیلچه ای

Pelobates syriacus  وزغ پابیلچه ای

گونه ای است بسیار زیبا که پرده های صماخ در اطراف سر قابل تشخیص نبوده و مردمک چشم عمودی است. برخلاف دیگر وزغ ها که پوست زبر و خشن دارند این گونه پوستی صاف دارد همچنین در کف پا هیچگونه برآمدگی وجود ندارد. توبرکل پشت بسیار رشد یافته و شبیه یک بیلچه شده است به همین خاطر این گونه را وزغ پابیلچه ای می نامند. این گونه در جنگل ها، استپ ها و مناطق نیمه بیابانی در تپه ها و دره ها زیست می نماید اما معمولا در زمین های کم ارتفاع با خاکی نرم و روشن یافت می شود. همانند گونه های دیگر در خانواده وزغ ها گونه ای شب فعال است و در روز در پناهگاه های که خود در زمین حفر می کند، یا در سوراخ جوندگان و یا زیر سنگ ها پنهان می شود. در مناطق بیابانی معمولا در طول روز و همچنین در فصول خشک زیر زمین پنهان شده و در بعضی مواقع نیز به خواب تابستانی می رود. البته افزایش دوره های خشک می تواند موجب مرگ تعداد زیادی از افراد جمعیت شده که بر جمعیت این گونه تاثیر گذار خواهد بود. این گونه در اغلب کشورهای همسایه شمالی ایران، یونان، لبنان، فلسطین اشغالی، سوریه و همچنین در برخی از مناطق ایران زیست می نماید. تاکنون در ایران از بندر انزلی، آستارا، بابلسر، اطراف دریاچه قوری تبریز و بندر ترکمن یافت شده است.

 

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

وزغ رنگارنگ 2

دنباله وزغ سبز یا شاید بهتر بگم وزغ رنگارنگ

    همانطور که قبال نیز اشاره شد این گونه تقریبا در تمامی نواحی ایران انتشار داشته و در حال حاظر با توجه سازش پذیری بالا، شب فعال بودن و رشد و نمو سریع لاروها تا مرحله دگردیسی از جمعیت مناسب تری نسبت به گونه های دیگر برخوردار است. اين گونه را می توان یکی از کنترل کننده های زیستی بلقوه حشرات دانست چراکه حشرات غذای اصلی آنها را تشکیل داده و از سویی دیگر جمعیت نسبتا مناسب آن حتی در برخی شهرها موجب این نقش را بخوبی ایفا نماید. بعنوان مثال در بسیاری از پارک ها، آرامگاه ها (آرمگاه حافظ و سعدی در شیراز که بنده خود در اویل شب تعداد زیادی از این گونه را در آنها مشاهده نموده ام)، خانه های ویلایی بزرگ و حتی در جوی های حاشیه خیابان که نسبتا پهن بوده، معمولا دارای بوته و درخت هستند و هر از گاهی آب در آنها جریان می یابد می توان این گونه را مشاهده نمود. 

متاسفانه با توجه تنوع درون جمعیتی و همچنین پراکنش این گونه در بسیاری از نقاط کشور بررسی های تاکسونومی این گونه با مشکلاتی روبرو است اما لزوم بررسی دقیق جانورشناسی و تغییرات برون و درون جمعیتی اهمیت بالای داشته و می تواند راه گشای بسیاری از ابهامات موجود باشد.

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

وزغ سبز

در سالهای اخیر رده بندی وزغ های ایران دستخوش تغییرات زیادی شده است. چنانکه برخی گونه های بسیار آشنا مانند وزغ سبز ‌‌‌Bufo viridis در گونه ای دیگر و با نامی جدید معرفی شده اند.

این وزغ که شاید بتوان با توجه به نام علمی جدید (Bufo variabilis) آنرا وزغ رنگارنگ نامید (البته نام جدید علمی این گونه سال ها پیش به عنوان گونه ای که در ایران معرفی شده بود اما دوزیست شناسان پس از مطالعات بیشتر به این نتیجه رسیدند  که این گونه متعلق به ایران نیست ولی مطالعات جدید صحت مطالعات اولیه را اثبات نمود) از گونه های بسیار شناخته شده در ایران است تقریبا در تمامی ايران پراکنش داشته و از تنوع ظاهری بسیار بالایی نیز برخوردار است. گونه ای است شب فعال مانند دیگر وزغ ها و مقاوم چراکه با توجه به آلودگی های زیست محیطی تخریب زیستگاه همچنان از جمعیت مناسبی در اغلب نقاط کشور برخوردار است. از سویی دیگر گونه ای بسیار مفید بشمار می رود چرا که با توجه به جمعیت مناسب و تغذیه از حشرات به کنترل جمعیت حشرات و بی مهرگان کمک چشمگیر می کند. در برخی مناطق ایران مانند شهرستان لار در استان شیراز در برخی سال ها و در فصل بهار که بارندگی در حد مطلوبی است انفجار جمعیت این گونه در برخی موارد برای ساکنین روستا ها مشکلاتی ایجاد نموده است. همانطور که می دانید دوره جنینی و دگردیسی در وزغ ها معمولا بسیار کوتاه است چراکه این جانوران معمولا در مناطقی زیست می نماید که اغلب اوقات سال خشک هستند به همین دلیل زمان تخم ریزی و نمو تخم ها و لاروها محدود به دوره های کوتاه بارندگی و مانداب های تشکیل شده پس از بارندگی می شود، بر همین اساس دوره تخم ریزی، نمو جنین، لاروها و دگردیسی بسیار کوتاه است. بنابراین اگر تعدا زيادی از بالغين در يک دوره کوتاه تخم ريزی کنند پس از مدت بسیار کوتاهی می توان ۱۰۰۰ وزغ نابالغ بسیار کوچک که شاید هر کدام تنها ۱ تا ۲ سانتی متر طول داشته باشند را در بین علفزارها و در نزدیکی مانداب های در حال خشک شدن مشاهده نمود.

                                                                                                                                               این مطلب ادامه دارد.

               

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

وزغ بی گوش

وزغ بی گوش Bufo surdus

   از آنجايي که پرده صماخ يا به عبارتی همان گوش در اين گونه در زير پوست قرار دارد و از روی پوست معمولا به سختی قابل روئيت است به همين دليل اين گونه را وزغ بی گوش می نامند. غده پاروتوئيد در اين گونه کوچک و تقريبا چهار گوش می باشد. سطح پشتی بدن خاکستری يا زيتونی کم رنگ بوده و در سطح پشتی بخصوص روی پاهای عقبی لکه های کوچک سبز تيره و يا سياه کوچک و تو پر را می توان ديد. معمولا دو نوار روشن نيز در پشت بدن دارد. در ايران در نواحی جنوبی استان سيستان و بلوچستان، کرمان، هرمزگان، بوشهر و استان فارس تاکنون يافت شده است. از مورچه ها، لارو حشرات، موريانه ها و سوسک ها اغلب تغذيه می کند. کودهای شيميايي و سموم کشاورزی از عوامل مهم کاهش جمعيت اين گونه بشمار می روند. در موجوع اطلاعات در رابطه با اين گونه بسيار اندک است.

 

وزغ بلوچی

وزغ بلوچی Bufo olivaceus

   این گونه تاکنون تنها درایران و پاکستان یافت شده است و به عبارت دیگر می توان گفت نماینده واقعی فون اورینتال در ایران می باشد. پوست سطح بدن برخلاف گونه های دیگر وزغ ها سطح بدن نسبتا صاف بوده و زگیل های کمی را در سطح بدن می توان دید و غدد پارتوئید بسیار بزرگی دارد که مشخصه ی اصلی این گونه بشمار می رود. در ایران در کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان تا ارتفاع 914 متری یافت شده است. لاروها مشابه گونه های دیگر وزغ ها بوده و معمولا در هر مانداب پ از باران تخم ریزی می نماید مانند بسیاری از وزغهای دیگر. در بندر عباس در نخلستان ها، در حیاط خانه ها و نزدیک چاه های آب بخصوص در فصل بهار و تابستان در شب ها بوفور یافت می شود. خوشبختانه مردم محلی باتوجه به اینکه آنها از حشرات تغذیه می کنند به آنها کاری نداشته و حتی برخی از آنها حضور این گونه را در خانه هایشان با توجه به شب فعال بودن و خوردن حشرات  یک مزیت می دانند. رنگ پشت بدن معمولا سبز زیتونی روشن است. از مورچه ها، لاروهای حشرات، سوسک ها، پشه ها و موریانه ها تغذیه می کند. آلودگی های زیست محیطی بخصوص استفاده از حشره کش ها از عوامل تهدید کننده مهم این گونه به شمار می رود. این گونه همچنین وابستگی خاصی به انسان پیدا کرده و در کنار ذه کش های که به منظور کشاورزی در کنار تالاب هایی با آب شور ساخته می شود به راحتی به زندگی ادامه می دهد. متاسفانه اطلاعات چندانی از زیست شناسی و اکولوژی این گونه در دسترس نیست.

                   

http://amphibiaweb.org عکس: سایت