اولین گردهمايي تخصصی خزنده و دوزیست شناسی ایران

 اولین گردهمايي تخصصی خزنده و دوزیست شناسی ایران با تلاش مرکز بين المللي علوم و تکنولوژي پيشرفته و علوم محيطي دانشگاه کرمان برگزار خواهد شد. امیدوارم خزنده شناسان و دوزیست شناسان کشور با حضور در این گردهمایی فصلی جدید را در خزنده شناسی و دوزیست شناسی کشور  آغاز نمایند.

برا اطلاعات بیشتر روی پوستر کلیک کنید

به سهم خود از دبیر گردهمایی جناب آقای مهندس رجبی زاده و همکارانشان تشکر کرده و آرزوی توفیق روز افزون را برایشان دارم. 

وای بر ما

ما چرا فکر می کنیم اگر دکتری یک رشته را گرفتیم می توانیم از هر دری سخنی بگوییم و در هر علمی اظهار نظر کنیم نمی دانم؟

اما مطلب زیر که از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفته شده شاهدی بر این ادعا است که پیش از اینکه نگران فرهنگ زیست محیطی در جامعه باشیم باید نگران اساتیدی باشیم که به راحتی محیط زیست را ابزاری برای انسان می دانند و اصلا مفهم چرخه حیات را درک نکرده اند استادانی که گاها از بزرگان این مرز و بوم بحساب می آیند ما چه انتظاری می توانیم از مردم و دیگران داشته باشیم. لطفا اصل مطلب را در پیوند زیر ببینید.

                              دکتر پرویز کردوانی: باید تالاب‌های کشور را خشک کرد!

وزغ سبز

در سالهای اخیر رده بندی وزغ های ایران دستخوش تغییرات زیادی شده است. چنانکه برخی گونه های بسیار آشنا مانند وزغ سبز ‌‌‌Bufo viridis در گونه ای دیگر و با نامی جدید معرفی شده اند.

این وزغ که شاید بتوان با توجه به نام علمی جدید (Bufo variabilis) آنرا وزغ رنگارنگ نامید (البته نام جدید علمی این گونه سال ها پیش به عنوان گونه ای که در ایران معرفی شده بود اما دوزیست شناسان پس از مطالعات بیشتر به این نتیجه رسیدند  که این گونه متعلق به ایران نیست ولی مطالعات جدید صحت مطالعات اولیه را اثبات نمود) از گونه های بسیار شناخته شده در ایران است تقریبا در تمامی ايران پراکنش داشته و از تنوع ظاهری بسیار بالایی نیز برخوردار است. گونه ای است شب فعال مانند دیگر وزغ ها و مقاوم چراکه با توجه به آلودگی های زیست محیطی تخریب زیستگاه همچنان از جمعیت مناسبی در اغلب نقاط کشور برخوردار است. از سویی دیگر گونه ای بسیار مفید بشمار می رود چرا که با توجه به جمعیت مناسب و تغذیه از حشرات به کنترل جمعیت حشرات و بی مهرگان کمک چشمگیر می کند. در برخی مناطق ایران مانند شهرستان لار در استان شیراز در برخی سال ها و در فصل بهار که بارندگی در حد مطلوبی است انفجار جمعیت این گونه در برخی موارد برای ساکنین روستا ها مشکلاتی ایجاد نموده است. همانطور که می دانید دوره جنینی و دگردیسی در وزغ ها معمولا بسیار کوتاه است چراکه این جانوران معمولا در مناطقی زیست می نماید که اغلب اوقات سال خشک هستند به همین دلیل زمان تخم ریزی و نمو تخم ها و لاروها محدود به دوره های کوتاه بارندگی و مانداب های تشکیل شده پس از بارندگی می شود، بر همین اساس دوره تخم ریزی، نمو جنین، لاروها و دگردیسی بسیار کوتاه است. بنابراین اگر تعدا زيادی از بالغين در يک دوره کوتاه تخم ريزی کنند پس از مدت بسیار کوتاهی می توان ۱۰۰۰ وزغ نابالغ بسیار کوچک که شاید هر کدام تنها ۱ تا ۲ سانتی متر طول داشته باشند را در بین علفزارها و در نزدیکی مانداب های در حال خشک شدن مشاهده نمود.

                                                                                                                                               این مطلب ادامه دارد.

               

http://amphibiaweb.org عکس: سایت

قطع نشانه های خداوند

  متاسفانه با خبر شدم دوباره  آقای اشکوری در مصاحبه تلویزیونی در گیلان تاکید بر قطع درختان کهنسال گیلان کرده اند. اصل خبر را من از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفتم.

   گویا، اخیراً جناب حجت‌الاسلام میرحسینی اشکوری - مدیرکل مشهور اداره اوقاف گیلان - در یک برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی استانی شرکت کرده و نه‌تنها از عملکرد گذشته‌ی خویش در صدور فرمان قطع درخت ارزشمند و کهنسال ۱۵۰۰ ساله‌ی رضوان‌‌شهر به بهانه‌ی مقابله با ترویج خرافه‌پرستی ابراز ندامت نکرده، بلکه با قاطعیتی بیشتر در برابر چشمان حیرت‌زده‌ی بینندگان گیلانی با لحنی حاکی از تهدید اعلام کرده‌اند: « تاکنون ۲ درخت را قطع کردیم، بقیه را هم قطع می کنیم! تا با خرافات مبارزه کرده و مردم را به طرف امام زاده‌ها هدایت کنیم …»

   آیا در پناه نشانه ای از نشانه های عظمت و قدرت خداوند بودن و دلگرم کردن به عظمت و قدرت ذات الهی را باید نشانه خرافه پرستی دانست؟ آیا مردمی که به درختی ۱۰۰۰ ساله تکه پارچه ای می بندند جز این است که می خواهند بیاد داشته باشند که خداوند بر هر کاری توانا است و همو است که تنها می تواند حاجت شان را برآورده کند؟ مگر خداوند در قرآن بارها و بارها نگفته است که آیات من در زمین نشانه های وجود و قدرت و عظمت من است؟

 سوره ‏مباركه نمل، آیه ۶۰

   پس از اشاره به آفرينش آسمانها و زمين و نزول باران از آسمان، به رويش بستان‌ها اشاره ‏شده، سپس به اين نكته مهم پرداخته مي‌شود كه اي انسان‌ها به كيفيت ايجاد حيات در درختان بنگريد كه ‏اگر آن نيروي حيات‌دهنده و آن دم عيسوي زندگي بخش، از جانب خداوند نبود، هرگز قادرنبوديد كه آنها را ‏رويانيده و از محصول‌شان برخوردار شويد.‏ 

  سوره مباركه ابراهيم، آیه ۲۴ و ۲۵

   ای رسول ندیدی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت زیبایی مثل زده که اصل سایه ی آن برقرار باشد و شاخه ی آن به آسمان رفعت و سعادت بر شود، آن درخت باذن خداهمه اوقات میوه ها ماکول و خوش دهد خدا اینگونه مثل های واضح برای تذکر مردم می آورد.

  و حال اینکه در آیه بعدی کفر را به درختانی تشبیه می کند که ریشه شان به قلب زمین نمی رود و بالای زمین مانده و زود خشک می شوند. حال آیا درختان کهنسال مظهر کفرند و خرافه پرستی؟

   و آیه های بسیاری که در آنها توجه به آیات خداوندی در زمین ذکر شده و یا از درختان بعنوان مثالی یاد شده در بسیاری از آیات درختان تنومند و پر ثمر بعنوان نشانه ای از نشانه ها خدا هستند حال چطور است که نشانه ای از نشانه های خداوند می شود مظهر خرافه پرستی؟ چطور است نشانه ای که با تمام وجودش یگانگی و عظمت پروردگار جهان را فریاد می کند مظهر خرافه پرستی نامیده می شود و محکوم به معدوم شدن؟ 

   آیا پناه بردن به دامان طبیعتی که هر ذره آن نشانه ای از وجود خداست و راز نیاز کردن در کنار آنها با معبود یگانه و کمک خواستن از قدرت و عظمت خالقشان می شود خرافه پرستی؟

   آیا مردم در امامزاده ها دست به دامان امامزاده می شوند و یا دست به دامان پروردگارش آیا ما در امامزاده ها جز کمک جهت توسل به پروردگار چیز دیگری می خواهیم؟ و آیا در کنار درختی کهنسال با دیدن نشانه ای به این عظمت با دلی آکنده از شک و تردید از عظمت و قدرت بی منتهای پروردگار کمک نمی خواهیم؟

  آیا خرافه از این بزرگتر نیست که بگوییم درختان عامل خرافه پرستی هستند؟