متاسفانه با خبر شدم دوباره آقای اشکوری در مصاحبه تلویزیونی در گیلان تاکید بر قطع درختان کهنسال گیلان کرده اند. اصل خبر را من از وبلاگ مهار بیابان زایی گرفتم.
گویا، اخیراً جناب حجتالاسلام میرحسینی اشکوری - مدیرکل مشهور اداره اوقاف گیلان - در یک برنامهی زندهی تلویزیونی استانی شرکت کرده و نهتنها از عملکرد گذشتهی خویش در صدور فرمان قطع درخت ارزشمند و کهنسال ۱۵۰۰ سالهی رضوانشهر به بهانهی مقابله با ترویج خرافهپرستی ابراز ندامت نکرده، بلکه با قاطعیتی بیشتر در برابر چشمان حیرتزدهی بینندگان گیلانی با لحنی حاکی از تهدید اعلام کردهاند: « تاکنون ۲ درخت را قطع کردیم، بقیه را هم قطع می کنیم! تا با خرافات مبارزه کرده و مردم را به طرف امام زادهها هدایت کنیم …»
آیا در پناه نشانه ای از نشانه های عظمت و قدرت خداوند بودن و دلگرم کردن به عظمت و قدرت ذات الهی را باید نشانه خرافه پرستی دانست؟ آیا مردمی که به درختی ۱۰۰۰ ساله تکه پارچه ای می بندند جز این است که می خواهند بیاد داشته باشند که خداوند بر هر کاری توانا است و همو است که تنها می تواند حاجت شان را برآورده کند؟ مگر خداوند در قرآن بارها و بارها نگفته است که آیات من در زمین نشانه های وجود و قدرت و عظمت من است؟
سوره مباركه نمل، آیه ۶۰
پس از اشاره به آفرينش آسمانها و زمين و نزول باران از آسمان، به رويش بستانها اشاره شده، سپس به اين نكته مهم پرداخته ميشود كه اي انسانها به كيفيت ايجاد حيات در درختان بنگريد كه اگر آن نيروي حياتدهنده و آن دم عيسوي زندگي بخش، از جانب خداوند نبود، هرگز قادرنبوديد كه آنها را رويانيده و از محصولشان برخوردار شويد.
سوره مباركه ابراهيم، آیه ۲۴ و ۲۵
ای رسول ندیدی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت زیبایی مثل زده که اصل سایه ی آن برقرار باشد و شاخه ی آن به آسمان رفعت و سعادت بر شود، آن درخت باذن خداهمه اوقات میوه ها ماکول و خوش دهد خدا اینگونه مثل های واضح برای تذکر مردم می آورد.
و حال اینکه در آیه بعدی کفر را به درختانی تشبیه می کند که ریشه شان به قلب زمین نمی رود و بالای زمین مانده و زود خشک می شوند. حال آیا درختان کهنسال مظهر کفرند و خرافه پرستی؟
و آیه های بسیاری که در آنها توجه به آیات خداوندی در زمین ذکر شده و یا از درختان بعنوان مثالی یاد شده در بسیاری از آیات درختان تنومند و پر ثمر بعنوان نشانه ای از نشانه ها خدا هستند حال چطور است که نشانه ای از نشانه های خداوند می شود مظهر خرافه پرستی؟ چطور است نشانه ای که با تمام وجودش یگانگی و عظمت پروردگار جهان را فریاد می کند مظهر خرافه پرستی نامیده می شود و محکوم به معدوم شدن؟
آیا پناه بردن به دامان طبیعتی که هر ذره آن نشانه ای از وجود خداست و راز نیاز کردن در کنار آنها با معبود یگانه و کمک خواستن از قدرت و عظمت خالقشان می شود خرافه پرستی؟
آیا مردم در امامزاده ها دست به دامان امامزاده می شوند و یا دست به دامان پروردگارش آیا ما در امامزاده ها جز کمک جهت توسل به پروردگار چیز دیگری می خواهیم؟ و آیا در کنار درختی کهنسال با دیدن نشانه ای به این عظمت با دلی آکنده از شک و تردید از عظمت و قدرت بی منتهای پروردگار کمک نمی خواهیم؟
آیا خرافه از این بزرگتر نیست که بگوییم درختان عامل خرافه پرستی هستند؟